سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
مهاجران

  به نام خدا

1-      علت اصلی زلزله چیست؟جهت های گسل در استان البرز به کدام سمت است؟

2-      چهار مورد از مخاطرات طبیعی را نام ببرید

3-      مهمترین مناطق بهمن خیز استان البرز را نام ببرید

4-      چهار مورد از شهر های استان البرز را که قدمت بیش از 30 سال دارند را نام ببرید

5-      مهم ترین گونه های گیاهی استان البرز را نام ببرید

6-      چرا زندگی روستایی در استان البرز رنگ وبوی شهری به خود گرفته است ؟

7-      عوامل موثر در بحران منابع اب زیرزمینی نام ببرید

8-      هدف از احداث شهرجدید هشتگرد چه است؟(ص47)

9-      هدف از احداث سد طالقان چیست؟

10-   تاثیرات خشکسالی بیشتر در کدام نطقه استان البرز مشهود است؟

11-   چه عواملی باعث آلودگی آب ها می شوند؟

12-   مهم ترین چشمه علل مهاجرت از سایر نقاط کشور به داخل استان البرز چیست؟

13-   مهاجرت بی رویه به استان البرز بعد از دهه ی 1350 چه پیامد هایی به دنبال داشت  ؟

14-   چه عواملی باعث شده تراکم جمعیت استان البرز افزایش یابد؟

15-   فعالیت اصلی روستاییان در  مناطق کوهستانی چیست؟

16-   تاثیر زندگی شهری بر روستاییان را شرح دهید

17-   مساکن روستایی در مناطق کوهستانی و دشتی با چه مصالحی ساخته میشود؟

18-   در استان البرز بیشتر امکان وقوع چه نوع مخاطراتی وجود دارد؟

19-   سه مورد از مناطق تحت مدیریت و شکار ممنوع را در استان البرز نام ببرید

20-   وضعیت زندگی عشایر در استان البرز را شرح دهید

21-   چه عواملی در افزایش مهاجرت روزانه استان البرز موثر هستند؟

22-   برای جلوگیری از خوابگاهی شدن شهر جدید هشتگرد چه اقدای صورت میگیرد؟

23-   از شهرجدید هشتگرد چه میدانید؟

24-   ویژگی های شهر کرج را بنویسید

25-   دومحدوده شهری بزرگ در استان البرز را ذکر کنید

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 95/2/28:: 12:48 عصر     |     () نظر

 

      دو روز قبل در دفترم نشسته بودم وبا دو نفر از دوستانم در حال صحبت بودم که زیدی از جلوی دفترم عبور کرد در انتهای عبور از در شیشه ای دفترم نگاهش به من افتاد به یکباره یر گشت وارد دفترم شد پس از سلام واحوالپرسی گفت : فلانی هیچ خبر داری در شهر جدید هشتگرد میدانی هست که هم آب دارد و هم نان ؟ گفتم میدانی که اب داشته باشد دیده ام ولی میدان نان دار ندیده ام . این کدام میدان است؟ گفت میدان شهرداری . گفتم وسط میدان به آن شلوغی نانوایی چه میکند ؟ گفت باید بری و ببینی .

 

        با سابقه ای که از آقایان داشتم با خود گفتم بعید نیست وسط میدان نانوایی زده باشند! کنجکاو شدم ماشینم را سوار شدم و به میدان شهرداری رفتم چرخی زدم هر چه چشم چرخاندم از نان و نانوایی  خبری نبود .به دفترم برگشتم روز بعد همان رفیق به موبایلم زنگ زد وگفت: اصل روستا چه شد ؟ رفتی؟آب ونان را درمیدان شهرداری دیدی؟صادقانه گفتم با ماشین چرخی در اطراف میدان زدم . کمی آب در وسط میدان بود ولی نان ونانوایی ندیدم .

 

        گفت: برو پیاده شو وبا دقت نگاه کن خواهی دید. پس از اتمام تماس ماشین را روشن کردم و به میدان مذکور رفتم ماشین را در گوشه ای پارک کرده پیاده به قدم زدن در میدان پرداختم با دقت به این سو وآنسو نگاه کردم در یک گوشه چند تکه نان آغشته به خون نظرم را جلب کرد کمی هم آب در حوضچه کوچک وسط میدان وجود داشت چیزی دستگیرم نشد به دفترم برگشتم . همکار خوبم با دیدن من طبق معمول بلافاصله یک چایی لبریز-  لب سوز ولب دوز برایم آورد. در حال نوشیدن چایی بودم که تلفن زنگ زد. بی مقدمه گفت رفتی چی شد؟ گفتم تو مرا سرکار گذاشته ای آنجا نه نان بود نه نانوایی . او که به شدت ناراحت و عصبانی شده بود گفت ای بابا با کی داریم میریم سیزده بدر ! من تو رو باهوشتر از اینها میدونستم .ببخشید خدا حافظ. و تلفن را قطع کرد .

 

         ساعت حدود هفت شب از همکارم خداحافظی کردم و به خانه رفتم شام را خوردم کتابی وبالشی را برداشتم و در کنار شومینه دراز کشیدم به امید آنکه چند صفحه ای بخوانم . به یکباره خود را در میدان شهرداری شهر جدید دیدم. وقتی نگاهم به وسط میدان شهرداری افتاد باتعجب دیدم تعدادی زامبی به دور حوضچه کوچک وسط میدان گرد آمده اند هر کدام تکه نانی در دست دارند وآن را پی درپی به داخل حوضچه که پر از خون است میزنند وبا حرص و ولع تمام میخورند و دندانهای خون آلودشان را به همدیگر نشان میدهند کمی که دقیقتر شدم تعداد زامبی ها نه نفر بودند یکی از زامبیها که قد کوتاه و شکم آماسیده ای داشت و از دست ها ودهانش  خون میچکید به یک باره متوجه من شد وشروع به دویدن به طرف من کرد من که به شدت ترسیده بودم به یکباره از خواب بیدار شدم .عرق پیشانیم چند صفحه از رساله آزادی جان استوارت میل را خیس کرده بود . بلند شدم کتاب را بوسیدم .و در کتابخانه گذاشته وخوابیدم .

 ای کاش زمان یوزارسیف بود ومن میتوانستم تعبیر درست خواب خود را از او جویا شوم



نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 93/8/20:: 1:39 عصر     |     () نظر

هیات نظارت استان  با اصلاح نظر هیات اجرایی صلاحیت محمد حسن اصل روستا را بر اساس بند (ز) ماده 29 قانون انتخابات رد کرد.

بند (ز) ماده 29 :خیانت و کلاهبرداری و غصب اموال دیگران به حکم محاکم صالح قضایی 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 92/3/2:: 10:33 صبح     |     () نظر

محمد حسن اصل روستا یکشنبه با حضور در استانداری استان البرز به رای هیات اجرایی اعتراض کرد .مفاد  لایحه تقدیمی به شرح زیر است:

                                                                                                             بنام خدا

هیات محترم نظارت استان البرز:

احتراما به استحضار می رساند هیات اجرایی شهرستان ساوجبلاغ صلاحیت اینجانب محمد حسن اصل روستا فرزند وجیه الله را بر اساس بند (ح) و (ز) ماده 29 رد نموده است اینجانب نسبت به مزخرفات انتسابی از سوی این هیات به اینجانب نه تنها اعتراض دارم بلکه اگر دادگاهی را بشناسم که بتواند به شکایت من رسیدگی کند علیه اعضای هیات اجرایی شکایت کیفری به اتهام توهین و تهمت و افترا تنظیم وتقدیم خواهم کرد

هیات اجرایی براساس بند (ز) این ماده اینجانب را به خیانت و کلاهبرداری وغصب اموال دیگران به حکم محاکم صالح قضایی محکوم کرده است. من در کدامین دادگاه به خیانت وکلاهبرداری وغصب اموال دیگران محکوم شده ام که خود خبر ندارم.اینجانب اعلام می کنم محکومیت که هیچ اگر یک نفر در شهر جدید هشتگرد – شهرستان ساوجبلاغ – استان و ایران پیدا شود که بگوید من به اندازه هزار تومان کلاهبرداری و غصب یا خیانت در اموال او یا دیگران داشته ام ویا در حق کسی اجحافی نموده ام حتی بدون انکه در دادگاهی ثابت شده باشد حاضرم آفتابه به گردن آویخته در کوچه کوچه شهر بگردم.

هیات اجرایی براساس بند (ح) اینجانب را مشهور به فساد ومتجاهر به فسق معرفی نموده اند در مورد این موضوع به تنها چیزی که گمانم میرود اینست که یا اعضای هیات اجرایی از مفاد این بند اطلاع نداشته اند یا من را نشناخته و با کسی دیگر اشتباه گرفته اند چون درج چنین بندی جز به استهزاء گرفته شدن این هیات به چیز دیگری منتهی نخواهد شد وهرکس این را بشنود جز به پوچی رای وغرض ورزی این هیات به چیز دیگری نخواهد اندیشید.آخر چگونه می شود یک معلم رسمی آموزش و پرورش که پانزده سال است در نظام آموزشی جمهوری اسلامی تدریس می کند و از این پانزده سال حدود چهار سال آنرا بصورت تمام وقت در دبیرستانهای دخترانه این شهر و شهرستان تدریس نموده و حتی یک مورد عمل غیر اخلاقی گزارش نشده به یکباره در سال 1392 و دو ماه مانده به انتخابات جزء مشهوران به فساد و متجاهران به فسق محسوب می شود

هیات محترم نظارت استان حتی اگر شما رای به بطلان نظر هیات اجرایی بدهید بخاطر بازی با آبروی اینجانب چیزی از آلام من کاسته نخواهد شد. شاید نتوانم هیات اجرایی را به دادگاه بکشم ولی من سخت بر این باورم که دنیایی دیگر و روز باز خواست دیگری نیز وجود خواهد داشت که دادستان آن خداوند خواهد بود مطمئا در انجا گریبان مشهوران واقعی به فساد و متجاهران به فسق و خیانت کاران و کلاهبرداران و غاصبین اموال دیگران گرفته خواهد شد و او دادستانی بی غرض و منصف وعادل است.    

                                                                                        محمد حسن اصل روستا

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 92/2/23:: 5:40 عصر     |     () نظر

رد صلاحیت محمد حسن اصل روستا

هیات اجرایی انتخابات شهرستان ساوجبلاغ طی نامه شماره 302/س مورخه 19/2/92 که یه امضای علی حدادی فرماندار شهرستان مربوطه رسیده است صلاحیت محمد حسن اصل روستا کاندیدای شورای شهر جدید هشتگرد را به استناد ماده 29 بندهای( ح) و (ز) رد کرده است.

مفاد بندهای مذکور به شرح زیر است:

بند ز : محکومین به خیانت و کلاهبرداری و غصب اموال دیگران به حکم محاکم صالح قضایی

بند ح :مشهوران به فساد و متجاهران به فسق


کلمات کلیدی: رد صلاحیت


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 92/2/21:: 3:45 عصر     |     () نظر

  به نام خدا

1-      علت اصلی زلزله چیست؟جهت های گسل در استان البرز به کدام سمت است؟

2-      چهار مورد از مخاطرات طبیعی را نام ببرید

3-      مهمترین مناطق بهمن خیز استان البرز را نام ببرید

4-      چهار مورد از شهر های استان البرز را که قدمت بیش از 30 سال دارند را نام ببرید

5-      مهم ترین گونه های گیاهی استان البرز را نام ببرید

6-      چرا زندگی روستایی در استان البرز رنگ وبوی شهری به خود گرفته است ؟

7-      عوامل موثر در بحران منابع اب زیرزمینی نام ببرید

8-      هدف از احداث شهرجدید هشتگرد چه است؟(ص47)

9-      هدف از احداث سد طالقان چیست؟

10-   تاثیرات خشکسالی بیشتر در کدام نطقه استان البرز مشهود است؟

11-   چه عواملی باعث آلودگی آب ها می شوند؟

12-   مهم ترین چشمه علل مهاجرت از سایر نقاط کشور به داخل استان البرز چیست؟

13-   مهاجرت بی رویه به استان البرز بعد از دهه ی 1350 چه پیامد هایی به دنبال داشت  ؟

14-   چه عواملی باعث شده تراکم جمعیت استان البرز افزایش یابد؟

15-   فعالیت اصلی روستاییان در  مناطق کوهستانی چیست؟

16-   تاثیر زندگی شهری بر روستاییان را شرح دهید

17-   مساکن روستایی در مناطق کوهستانی و دشتی با چه مصالحی ساخته میشود؟

18-   در استان البرز بیشتر امکان وقوع چه نوع مخاطراتی وجود دارد؟

19-   سه مورد از مناطق تحت مدیریت و شکار ممنوع را در استان البرز نام ببرید

20-   وضعیت زندگی عشایر در استان البرز را شرح دهید

21-   چه عواملی در افزایش مهاجرت روزانه استان البرز موثر هستند؟

22-   برای جلوگیری از خوابگاهی شدن شهر جدید هشتگرد چه اقدای صورت میگیرد؟

23-   از شهرجدید هشتگرد چه میدانید؟

24-   ویژگی های شهر کرج را بنویسید

25-   دومحدوده شهری بزرگ در استان البرز را ذکر کنید

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 95/2/28:: 12:44 عصر     |     () نظر
شعــر: محمدرضا عبدالملکیاندکلمه: آرمانزیبا‌‌‌‌‌، زیبا هوای حوصله ابریستچشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید با تو دلتنگی مرازیبا، زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می گردداز من مگیر چشمدست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد!یادم بده چگونه بخوانم! تا عشق در تمامی دلها معنا  شود!یادم بده چگونه نگاهت کنم، که طرّی بالایت در تند باد عشق نلرزد!زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است!زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم!زیبا،زیبا کنار حوصله ام بنشین بنشین مرا به شطّ غزل بنشان بنشان مرا به منظره عشق!بنشان مرا به منظره بارانبنشان مرا به منظره رویشمن سبز می شومزیبا! ستاره های کلامت را در لحظه های ساکت عاشق بر من بباربر من ببار تا که برویم بهار وارچشم از تو بود و عشق      بچرخانم بر حول این مدار زیبا تمام حرف دلم اینست من عشق را با نام تو آغاز کردم در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 94/3/3:: 7:10 عصر     |     () نظر

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،   هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاری است پیکاری سترگ    روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست    صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش         سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر           هست در چنگال گرگ خود اسیر 

هر که گرگش را در اندازد به خاک     رفته رفته می شود انسان پاک 

وآن که با گرگش مدارا می کند       خلق و خوی گرگ پیدا می کند 

در جوانی جان گرگت را بگیر!          وای اگر این گرگ گردد با تو پیر 

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر      ناتوانی در مصاف گرگ پیر 

مردمان گر یکدگر را می درند       گرگ هاشان رهنما و رهبرند 

اینکه انسان هست این سان دردمند      گرگ ها فرمانروایی می کنند

 وآن ستمکاران که با هم محرم اند       گرگ هاشان آشنایان هم اند 

گرگ ها همراه و انسان ها غریب        با که باید گفت این حال عجیب؟... شعری از فریدون مشیری


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 93/5/11:: 9:54 صبح     |     () نظر

به گزارش جماران به نقل از مهر، دکتر سروش در آخرین سلسله مقالات نظری که در مجموعه مباحث خود در حوزه تفسیر و تحلیل وحی نوشت، موضوعی را با عنوان «محمد(ص)، راوی رؤیاهای رسولانه» شروع کرد که تاکنون، دو بخش از مقالات خود را نگاشت. این مقالات به بخشی از مسائل وحی نظر دارد و تفسیر و تحلیلی پدیدارشناسانه از وحی را ارائه می‌دهد. وی در آغاز مقاله به صراحت می‌گوید: «آنچه من در این مقاله می‌خواهم صحبت کنم در حقیقت بحث هستی‌شناسی خیال و حضرات خمس و معرفت‌شناسی آنها نیست، بلکه به دنبال تبیین و بیان پدیدارشناسی و بیان دیدگاه‌های روایت رؤیاها هستم.» سروش در این بخش از سخنان خود که در ادامه بحث گذشته تفسیر و چگونگی وحی است پس از آن که در آنجا می‌گفتند اصل و حقیقت وحی الهی و قدسی است، اما آنچه ما از قرآن سراغ داریم نه این است که این کلمات و واژه‌ها الهی و خدایی و انتخاب خداوند است، بلکه چیزی است که پیامبر اسلام(ص) فرمودند. در ابتدا می‌گویند ما نباید از این مسأله در فهم کلام وحی غفلت کنیم و توجه داشته باشیم که قرآن مستقیما و بی‌واسطه تعریف و تجربه و جوشش و رویش جان محمد و زبان و بیان اوست. در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدعلی ایازی، پژوهشگر قرآنی و استاد حوزه و دانشگاه به بررسی این موضوع پرداختیم. وی در مقاله «نه طوطی و نه زنبور» به مقاله «طوطی و زنبور» سروش پاسخ داده و غیر وحیانی بودن کلمات و الفاظ قرآن آن نظریه را نقد کرده و اکنون در این مصاحبه به نقد نظریه رؤیایی خواندن تمام وحی گفتاری در قرآن سخن گفته‌ است. آقای ایازی! نتیجه دیدگاه‌های دکتر سروش در مورد پیامبر(ص) راوی رؤیاهای رسولانه است، چه خواهد شد؟ ایشان از این مطلب در سلسله مقالات خود که تمام هم نشده،، می‌خواهند نتیجه‌گیری کنند که محمدی که درباره او صحبت می‌کنم محمدی تاریخی است یعنی کسی بوده که در زمان، تاریخ و جغرافیای خاصی زندگی می‌کرده و خود در صراط تکامل بوده و پا به پای زمان، پیامبر(ص) بوده و اگر فرصت پیدا می کرده و زمان بیشتری زندگی می کرده پیامبرتر می‌شده و در توسعه‌ای از جهت علم و دانش وحیانی پیدا می‌کرده است. تعبیرش این بوده که هرچه از زمان، بیشتر می‌گذشته است شکوفاتر می‌شده و چشمش بیناتر و در صید معانی و معارف تیزبین و پخته‌تر و تیز‌پنجه‌تر می شده است. این بحث تقریبا آغاز بحث ایشان در این بخش از تفسیر وحی است و ایشان می‌خواهد از این مطلب این گونه استفاده کند که اگر پیامبر(ص)، عمر بیشتری پیدا می‌کرد و غواصی نیکوتری می‌آموخت و حوصله فراخ‌تر و هاضمه‌ای قوی‌تر می‌یافت از دریای حقایق، گوهرهای گران‌تر صید می‌نمود. اما هر چند در کلیت این ادعا اشکالی نیست، اما مفهوم آن اگر این باشد که در آن صورت قرآنی ارائه می کرد که گوهرهای بیشتری ارائه می داد، محل اشکال است. زیرا ممکن است که وحی او با شاخ و برگ بیشتری و دارای صدف‌های فراوان‌تری بود، اما معنایش گوهرهایی متفاوت از آنچه ارائه داده نبود. این مسئله از چند جهت قابل توجه است. قرآن در این باره می‌گوید: «قُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا» افزون بر علم‌های پیشین است و نه علم جدید. وانگهی ایشان نظریه خاتمیت و کمال دین را پذیرفته‌اند، قهرا وحی او وحی کامل و مطابق با نیاز بشریت در قلمرو رسالت است. شاهد بر مطلب این که در سال‌های آخر رسالت آنچه بر پیامبر(ص) نازل شده افزون بر گوهرهای قبلی نبوده این صدفهایی بوده که گرداگرد گوهر وحی در سال‌های آخر آمده است. در حقیقت دو سوم وحی در مکه نازل شده و آنچه نازل شده امهات دین بوده که جزئیات آن در مدینه آمده است. هدف دکتر سروش از ارائه چنین بحثی چیست؟ دکتر سروش به دنبال شرح تحلیلی از حقیقت وحی و تبیین آن از قبیل تصویرگری دیدن است که خواه ناخواه مقدم بر شنیدن است. او وحی‌ای را می‌خواهد توصیف کند که شکل رؤیا دارد و رؤیا که از رؤیت است، یعنی می‌بیند و مشاهده می‌کند و از طریق مشاهده است که می‌شنود؛ نه اینکه فقط کلماتی به گوش او می‌رسد. نکته دوم اینکه دکتر سروش می‌خواهد بگوید اختلاف صورت‌های بیانی قرآنی در اشکال مختلف آن به ویژه در احوال امور غیبی مسأله و دغدغه او بوده است که خواسته از این طریق آنها را به کل قرآن سرایت و تفسیر کلی انجام دهد. نکته سوم، اینکه دکتر سروش به دنبال رمزی کردن قرآن است، یعنی کسی که می‌خواهد با تفسیری که از رؤیاهای رسولانه دارد می‌گوید: اینها مشابه رؤیاها به مثابه خوابی هستند که باید تعبیر شود. نکته چهارم، تعبیر خواب، نوعی خواب‌گذاری را لازم است نه تفسیر متن و شرح و توضیح کلمات. از طرف دیگر اینکه خواب، حقیقت کلمات ساده‌ای نیست که در زبان بیداری از آنها استفاده می‌کنیم و می‌گوئیم اگر گفت «سیر»، معنای سیر را داشته باشد. اگر گفت «کتاب»، معنای کتاب را داشته باشد. واژه‌ها این گونه نیستند هر کدام از این کلمات نماینده معانی رمزی هستند که ادا شده‌اند. در حالی که سنت اسلامی و تلقی صحابه و مخاطبان پیامبر و اهل بیت علیه السلام همه از کلمات تلقی معانی کلمات را بر طبق آنچه عرف می فهمیدند برداشت می کردند و پیامبر هم با زبان عرف با آنان سخن می گفت و نه این که به صورت رمزی و معانی خارج از قاعده عرف و محاوره باشد. البته اگر دکتر سروش به دنبال تفسیر برخی از معارف غیبی وحی بود، شاید آنچنان که امروز توسط محققان مورد نقد قرار گرفته است، مورد نقد نبود. مثلا در مورد داستان حضرت آدم(ع)، مدعی‌ می‌شد قصه‌ای که در مورد آفرینش حضرت آدم(ع) و سجده ملائکه و ... مطرح شده، از این قبیل هستند، اما او می‌خواهد تحلیل و تئوری خود را به کل قرآن سرایت دهد و بگوید در کل قرآن حتی دستورات اخلاقی و اعتقادی و گزارش‌هایی که از مسائل توصیفی قصص و اخبار امتهای پیشین و یا اتفاقات عصر خود و غزوات بیان می‌شود از قبیل رؤیاهایی هستند که خودشان معنای خاصی دارند. در آموزه‌‌های اسلامی، رؤیا به چه معناست و چه تقسیم‌بندی‌هایی دارد؟ نکته پنجمی که ایشان می‌خواهد در این جهت بیان کند این است: از آنجا که قرآن، آنچه را گفته، ادعا نکرده رؤیا هستند، بلکه مدعی است که وحی هستند. «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى:این سخن به جز وحی‌ای که در معنای لغوی و اصطلاحی معنا و از آن تعبیر به وحى مى‏ شود نیست.*عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى: آنرا [فرشته] شدیدالقوى به او فرا آموخت.» (آیات 4 و 5 سوره نجم). در صورتی که در برخی از آیات سخن از رؤیا می شود: «إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ» که سخن از وحی در خواب است و این نوع از وحی یکی از اقسام وحی است، اما کل قرآن مقوله دیگری است. باز در ادامه سخن قبلی باید گفته شود که قرآن دسته‌ای از اخبار را بیان کرده و تعبیر به رؤیا کرده است و حتی در جایی می‌فرماید: «وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤیَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ: آن رؤیایى را که به تو نمایاندیم و [نیز] آن درخت لعنت شده در قرآن را جز براى آزمایش مردم قرار ندادیم.» (آیه 60 سوره اسراء) همچنین روایات دیگری در باب رؤیا داریم. قهرا دکتر سروش مرزی را برای تفاوت رؤیاهایی که در قرآن بیان شده تعیین نکرده است. در حالی که در معارف دینی ما فرقی بین آن چیزی که در قرآن تعبیر به رؤیا شده یا درباره رؤیاهایی که در قرآن آمده، مثل رؤیایی که حضرت ابراهیم(ع) دید و گفت: «إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ: اى پسرکم، در خواب [چنین] مى‌‏بینم که تو را سر مى‌‏برم.»(آیه 102/ سوره صافات) و تعبیرات دیگری که در قرآن آمده است و اقسام رؤیاهایی که در تجربه انسانی و در اقسام وحی شده تفاوت وجود دارد. بعضی از رؤیاها از شکل بشارت هستند، بعضی‌ها از باب راهنمایی به ادب، اخلاق یا به شکل تهدید هستند. دکتر سروش میان اقسام رؤیا تفاوتی قائل نشده و گویی مثل کسی که در رؤیا، رؤیا می‌بیند یعنی در خواب، خواب می‌بیند با وحی نبوی برخورد کرده است. چگونه به طورساده و استدلال درون قرآنی می‌توان ثابت کرد که قرآن کلام الهی است؟ اگر کسی در قرآن کریم مطالعه‌ای داشته باشد احساس می‌کند خطاب‌های خداوند به پیامبر(ص) انواع مختلف دارد: گاهی خداوند پیامبر خود را هشدار می‌دهد، یا ایشان را انذار می‌کند، یا گاهی حتی پیامبر را توبیخ می‌کند یا گاهی تعریف و تمجید می‌کند. اینها همه نشان می‌دهد که گوینده این عبارات با شخص پیامبر(ص) متفاوت است. آنجایی که قرآن می‌فرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»(آیه 4/سوره قلم)، یا می‌فرماید «وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ: اگر تندخو و سخت¬دل بودى، قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏‌شدند.» (آیه 159 /سوره آل عمران) یا تعبیرات دیگری که در قرآن رسیده است، نشان می‌دهد کس دیگری هست که با پیامبر(ص) صحبت می‌کند. وقتی او را مورد خطاب قرار می‌دهد و به او پیام می‌دهد، دستوراتی را به او می‌دهد، یا به او هشدار می‌دهد، یا مثلا به ایشان می‌گوید، اگر این کار را بکنید این اتفاقات می‌افتد. اینها همه نشان می‌دهد که شخصیت پیامبر(ص) مستقل از قرآن است. زیرا معنا ندارد که پیامبری از خود ستایش کند و یا بگوید تو چنین و چنان هستی و این مطلب با ادبیات زبانی مردم و ساده و قابل فهم و غیر رمزی به صورت کلی است هر چند که بخش هایی از آن که معارف غیبی است به اقتضای آن معارف متشابه است و لذا هویت و شخصیت پیامبر(ص) با شخصیتی که قرآن کریم و معارف آن‌را بیان کرده، متفاوت است. یکی از ادعاهای دکتر سروش این است که اگر عمر پیامبر(ص) بیشتر می‌شد، حجم قرآن هم بیشتر می‌شد، پاسخ شما به این شبهه چیست؟ در آغاز اشاره کردیم که در قرآن کریم آمده: «قُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا»(آیه 114/ سوره طه) خداوند به پیامبر(ص) تعلیم می‌دهد که از خداوند بخواهد که دانش مرا افزوده کنند. اگر شرایط و بستر تکامل برای هر انسانی حتی پیامبران فراهم شود، مسلما روز به روز رشد و شکوفایی بیشتری پیدا می‌کنند. آنان نیز در تجربه نبوی پربارتر می شوند. اما نباید از این دو اصل غافل باشیم: اول: اینکه پیامبر(ص)، پیامبر(ص) است و به مقامی رسیده که در حق او گفته شده در دعای خود می گفت: «رَبّ أرنی الأشیاء کما هی» یعنی حقایق هستی را آنگونه که هست به من نشان بده نه کم و نه زیاد و خداوند هم اجابت این دعا را کرده به اقتضای خاتمیت و ختم نبوت و نهایی بودن این کتاب. دوم اینکه کتاب ایشان هم، کتاب کاملی است و به صراحت قرآن «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» (آیه 3 سوره مائده) معارفی که پیامبر(ص) آورده، به کمال نهایی رسیده و چیزی در قلمرو رسالت از کلیات و اصول جاودانه نبوده که بیان نکرده باشد و آنچه مربوط به دین در اصول اعتقادی و اخلاقی بوده آن‌ را آورده است. در نتیجه آنچه از گوهرها که پیامبر(ص) باید بیان می‌کردند، بیان کردند. اگر عمر پیامبر(ص) بیشتر از این بود ممکن بود در مورد صدف‌ها و جزئیات احکام مطالب بیشتری را بیان کنند، اما حقیقت کلی و آنچه که بیان کردند همان چیزی است که مورد نیاز بشریت است. شاهد بر این مسأله این است که تقریبا دو سوم معارف قرآن مجید در مکه نازل شد یعنی 10 سال قبل از هجرت پیامبر(ص). آخرین سوره‌ای که بر پیامبر(ص) نازل شد، سوره نصر است که دو سال قبل از رحلت نازل شد. حجم آیات و سوره‌هایی که در سال‌های آخر حیات پیامبر(ص) نازل شد، بسیار نازل و کم است. مطالبی که بیشتر ناظر به احکام و جزئیات و شرح مطالب و اصول گذشته و یا تاکید بر مسائل قبلی و تفصیل احکام و مسائل مناسب با شرایط و اقتضائات است و اگر جنبه هایی گفته شده که جنبه تاریخمندی دارد مانند قصه زید و زینب، ظهار و پسر خواندگی و یا شرح اتفاقات غزوات مربوط به این سال‌هاست و اگر معارفی بیان شده کلیت آن قبلا در سوره‌های مکی و مدنی الاول و مدنی‌الاوسط بیان شده است. بنابراین، این ادعا که اگر پیامبر(ص) عمر بیشتری می‌یافتند و غواصی بیشتری می‌آموختند گوهرهای گرانتری را صید می‌کردند قابل قبول نیست. تأکید می‌کنم اینجانب با مبانی خاتمیت رسالت و کتاب و اکمال در دین، گوهرهای جدید که حقیقت و هندسه رسالت را دگرگون کند و چیزی بیاورد که امروز از آن دین جدیدی لازم آید، امکان ارائه نداشتند. اگر پیامبر(ص) عمر بیشتری داشتند، شاید که بر برخی احکام خاص، حداکثر صدف‌ها و جزئیات احکام اضافه می‌شد. پس به این جهت می‌رسیم که بگوئیم بیان قرآن کریم، اولا بیان پیامبر(ص) نیست. چیزی نیست که از جوشش و رویش شخصیت و زبان و بیان پیامبر(ص) باشد، بلکه پیامبر(ص) نقش واسطه و شخصیت رسولانه‌ای نسبت به معارف با آگاهی و علم حضوری دارد، یعنی ایشان فقط فرستاده است، یعنی فقط پیام‌گیری است که پیام را به بشریت منتقل می‌کند. دوم اینکه پیامبر(ص) باید در فرآیند و برهه‌ای به مرحله‌ای از تکامل می‌رسید تا ظرفیت قبول وحی را پیدا کند و پس از اینکه این ظرفیت را پیدا کرد و وحی را دریافت کرد، آرام آرام و متناسب با شرایط و بسترهای تاریخی و نیازهای جامعه با توجه به اینکه امکان طرح و بیانش بود و متناسب با زبان جامعه بشریت بود در قالب‌های مختلفی آرام آرام بیان کرد و از این جهت تا آنجایی لازم و ضروری بود مبانی کلامی مثل اکمال و جامعیت قرآن و بنابراین آنچه که بشریت به آن نیاز داشت را بیان کرد. سوم، اینکه این وحی با زبان مردم و مطابق قواعد سخن مردم است و رمز و سمبولیک و زبان ماورایی نیست و وحی او از سنخ رؤیا نیست. نکته دیگری که دکتر سروش بیان می‌کند این است معارفی که از وحی بر پیامبر(ص) بیان شده از منبع ضمیر ایشان برخاسته است. در نقد این ادعای او چه دلایلی می‌توانید اقامه کنید؟ دکتر سروش معتقد است آن چیزی را قرآن را قدسی کرده است نفس تجربه پیامبر(ص) است و الا زبان تجربه و قدسی را الهی نکرده است. اگر گفتیم این کلمات، کلمات وحی هستند و از باب اتحاد عاقل و معقول اگر گفتیم این مطالب، مطالبی است که از خود پیامبر(ص) نیستند. بنابراین قهرا زبان این تجربه هم اتفاقا قدسی می‌شود اگر متعلق به او نیستند. اگر بشری و انسانی نیستند حتما خود آن زبان و کلمات و نوع ادای آن هم قدسی است. این یک امر مسلم در تفسیر بین مسلمانان است و فکر نمی‌کنم که دکتر سروش این را منکر باشد که بین قرآن و احادیث قدسی و احادیث نبوی تقسیم‌بندی وجود دارد. واقعا اگر مرزی بین اینها نباشد دلیلی بر این تقسیم‌بندی وجود داشت. چه فرقی بین احادیث قدسی و آیات قرآن وجود دارد؟ احادیث قدسی آن دسته از سخنانی است که مربوط به خداوند، اما با زبان و بیان پیامبر(ص) است. اگر قرآن هم این گونه باشد چه فرقی بین قرآن و حدیث قدسی وجود دارد. اگر قرآن هم این گونه باشد، چرا همانند اعجاز و تحدی قرآن در مورد احادیث قدسی وجود ندارد. در پایان اگر سخنی در این باره دارید بفرمائید! البته نکات و سخنان دیگری در نقد نظریه ایشان مطرح است که در این فرصت کوتاه نمی‌گنجد و در فرصت‌های دیگر آن‌را مطرح خواهم کرد. ان‌شاء‌الله.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 92/12/8:: 7:0 عصر     |     () نظر

نمونه سوال علوم اجتماعی درسهای 9و10و11و12و13و14

1-نظریه جنگ تمدنها بدنبال طرح چه موضوعاتی بود؟

2-دنیای غرب برای مقابله با حرکت های مستقلی که در جهان اسلام شکل گرفت دست به چه فعالیت هایی زدند؟

3-مهمترین پیامد انقلاب اسلامی ایران در جهان اسلام چه بود؟

4-انقلاب اکتبر 1917 روسیه از نظر با انقلاب های اروپایی تفاوت داشت واز چه نظر به انها شبیه بود؟

5-دو رویکرد متفاوت مردم شناسان و جامعه شناسان در بررسی مسائل جهان اسلام کدامند؟

6- چرا دولت مردان امریکا فکر می کردند انقلاب ایران دیر یا زود دست نیاز به سوی بلوک غرب دراز خواهد کرد؟  

7-منظور از مقاومت منفی چیست؟

8- چرا جنبش عدالت خانه را یک انقلاب اجتماعی می نامند؟

9-مراد عالمان مسلمان از مفهوم مشروطه با مراد منورالفکران از ان چه تفاوتی داشت؟

10- نخستین بیدارگران مسلمان در ایران چه اقداماتی انجام دادند؟

11-چهار تفاوت انقلاب اسلامی با انقلابهای آزادی بخش را بنویسید؟

12-با فروپاشی بلوک شرق جریان روشنفکری در کشورهای اسلامی چه سرنوشتی یافت؟

13- برخی ویژگیهای روشنفکران چپ را بنویسید؟

14-سه مورد از ویژگیهای نخستین بیدارگران اسلامی را با منورالفکران مقایسه کنید؟

15-جهان اسلام در نخستین رویارویی با غرب متجدد در چه شرایطی بودند؟

16- برخی پیامدهای اجتماعی گریز ورویگردانی از جوامع غربی از سکولاریسم را بنویسید؟

17-گریز از سکولاریسم در جوامع غیرغربی به چه صورتی ظاهرشد؟

18- منظور از افول سکولاریسم یا پساسکولاریسم را بنویسید؟

19- ابعاد بحران معرفتی –علمی فرهنگ غرب را بنویسید؟

20-جهان غرب برای برون رفت از بحران معرفتی قرون وسطی چه کرد؟

21- چهار مورد از آسیب های زیست محیطی رانام ببرید؟

22-نگاه فرهنگ مدرن به طبیعت چگونه است؟

23- منظور از کشورهای مرکز – پیرامون چیست؟

24-علت دسته بندی کشورها به شمال وجنوب چیست؟

25چه عاملی باعث شد تا بحرانهای منطقه ای آثار وپیامدهای جهانی داشته باشد؟

26- چالش های مربوط به بحرانهای اقتصادی با چالش های مربوط به مسئله فقر وغنا چه تفاوت هایی دارند؟

27-مهمترین عوامل وقوع دو جنگ جهانی اول و دوم چه بود؟

28-ویژگیهای چالش و نزاع بلوک شرق وغرب را بنویسید؟

29-شعار اصلی نظامهای سوسیالیستی و مارکسیستی چه بود؟

30- نظام اجتماعی مورد نظر مارکس چگونه نظامی بود؟

31- لیبرالیسم متقدم چه تحولاتی در جوامع اروپایی ایجاد کرد؟

32-جامعه غربی برلی حل چالش بین رویکرد نظری وعملی کلیسا دست به چه کاری زد؟

33- شش مورد از چالشهای جدیدی که جامعه غربی با مواجه شد را نام ببرید؟

34-نخستین اندیشه سیاسی که از متن ارزشها و آرمانهای جدید غرب بیرون آمد چه بود؟

35- جنگ سرد در چه دوره ای آغاز شد؟

                                                               موفق باشید: اصل روستا


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط محمد حسن اصل روستا 92/2/13:: 12:51 عصر     |     () نظر
   1   2   3   4   5   >>   >